مثال : I like to drink some cold water دلم می خواهد مقداری آب خنک بنوشم
توجه: اگر فعل like بصورت یک مفهوم کلی و عمومی بکار رود بعد از آن بایستی از اسم مصدر استفاده شود.
مثال: I don,t like smoking cigarette من سیگار کشیدن را دوست ندارم
کاربرد مصدر زبان انگلیسی:
1. بعد از افعال زیرمصدر بکار می رود:
| قول دادن | promise |
| فراموش کردن | forget |
| خواستن | want |
| دوست داشتن | like |
| سوگند خوردن | swear |
| موافقت کردن | agree |
| امتناع کردن | refuse |
| قصور کردن | fail |
| امیدواربودن | hope |
| درنگ کردن - تأمل کردن | hesitate |
| دوست داشتن | would like |
| یادگرفتن - آموختن | learn |
| تصمیم داشتن | decide |
| تصمیم گرفتن | make a decision |
| قصد داشتن | plan |
| تصمیم گرفتن | determine |
| به عهده گرفتن | under take |
| به نظر رسیدن | seem |
| اداره کردن- سازمان دادن | manage |
| سعی کردن | try |
| کوشش کردن | attempt |
| توقع و انتظار داشتن | expect |
| ترسیدن ( از انجام کاری) | be afraid |
| آرزو کردن - آرزو داشتن | wish |
ادامه مطلب
When I entered the room,he was smoking cigarette زمانی که وارد شدم،او داشت سیگار می کشید.
در دو جمله فوق کلمه smoking نشان دهنده انجام یک عمل به صورت واقعی است پس وجه وصفی محسوب می گردد.زیرا هیچگونه اشاره ای به سیگار کشیدن در یک مفهوم کلی نشده است.
موارد کاربرد اسم مصدر
1. بعنوان فاعل جمله
مثال:Reading french is easier than writing it
2. بعنوان مفعول جمله
مثال:I like swimming in the summer
3. بعنوان صفت قبل از اسم
This swimming pool is too deep
این استخر شنا خیلی عمیق است
4. در ممنوعیت هایی که بصورت عبارات کوچک نوشته می شود.
مثال: No smoking اینجا سیگار کشیدن ممنوع است
این جمله در اصل بصورت زیر بوده و به منظور خلاصه نویسی تبدیل به عبارت فوق شده است
smoking is forbidden here
5. بعد از حرف اضافه از اسم مصدر استفاده می گردد.
مثال: He is good at telling lies
او در دروغ گفتن خوب وارد است
Can u touch the floor without bending your knees؟
آیا می توانید بدون خم کردن زانوهایتان کف اتاق را لمس کنید؟
6.بعد از افعالی که دارای حروف اضافه مخصوص به خودشان می باشند.
مثال: He insisted on seeing u او اصرار داشت شما را ببیند
He is interested in fishing او به ماهیگیری علاقه زیادی دارد
He was charged with stealing او متهم به سرقت بود
7.بعد از صفات ملکی یا ضمایر مفعولی
مثال: I cant remember his driving
I cant remember him driving رانندگی او را نمی توانم بخاطر بیاورم
I know that your coming will worry him می دانم که آمدن تو او را نگران خواهد کرد
8.بعد از افعال و عبارات زیراسم مصدر می آید.
| دست کشیدن - متوقف کردن | stop |
| تمام کردن - به پایان رساندن | finish |
| بازداشتن از - ممانعت کردن | prevent |
| دوری کردن- دوری جستن | avoid |
| ریسک کردن - خود را به مخاطره انداختن | risk |
| به تعویق انداختن - به بعد موکول کردن | postpone |
| لذت بردن - خوشگذرانی کردن | enjoy |
| قدردانی کردن | appreciate |
| اهمیت دادن | mind |
| بررسی کردن -وارسی کردن | consider |
| انکار کردن- تکذیب کردن | deny |
| پذیرفتم - قبول کردن | admit |
| تنفرداشتن از- متنفربودن از | dislike |
| تنفرداشتن از- متنفربودن از | detest |
| پیشنهادکردن | suggest |
| بخشیدن - عفو کردن | forgive |
| مقاومت کردن - ایستادگی کردن | resist |
| رنجیدن - دلخورشدن از چیزی | resent |
| مستلزم بودن - لازم داشتن - گرفتار کردن | involve |
| ترس و بیم داشتن | dread |
| تمرین کردن | practice |
| پیش بینی کردن | anticipate |
| عادت داشتن به انجام کاری | to be used to |
| عادت داشتن به انجام کاری | to be accustomed to |
| بیم داشتن از- ترسیدن از | to be afraid of |
| مشتاقانه انتظار کشیدن | to look forward to |
| نتوانستن از انجام کاری خودداری کردن | can not help |
| تحمل نکردن - طاقت نداشتن | can not stand |
| بی فایده است - فایده ندارد | its no use |
| خوب نیست - صحیح نیست | its no good |
| ارزش داشتن | to be worth |
| سخت مشغول بودن - سخت گرفتار بودن | to be busy |
| ترک کردن- ول کردن - رها کردن | to quit |
| حوصله انجام کاری را داشتن | feel like |
مثال
1.He stopped reading او ازمطالعه دست کشید
2.We finished writing our homework نوشتن تکلیف را تمام کردیم
3.Who can prevent us from getting married? چه کسی می تواند ما را از ازدواج کردن باز دارد؟
4.You can hardly avoid meeting her شما می توانید ازملاقات با او دوری کنید
5.You shouldn,t risk going out if u have a cold اگر سرما خورده اید نباید ریسک کنید و بیرون بروید
6.Postpone sending an answer to their request پاسخ به درخواست انها را به تعویق بیاندازید
7.I enjoy studying English از مطالعه انگلیسی لذت می برم
8.we will appreciate receiving an answer immediately ما از اینکه پاسخ سریعی دریافت کردیم آنرا قدردانی خواهیم کرد
9.Do u mind waiting a few minutes in the hall? ایا اهمیتی دارد اگر چند دقیقه ای در هال منتظر باشید؟
10.We are considering buying a new house ما مشغول بررسی خرید یک منزل جدید هستیم
11.He denied taking the book او حاشا کرد که کتاب را برداشته است
12.He admitted making a mistake او پذیرفت که اشتباه کرده است
13.I dislike getting up early از زود بیدارشدن بیزارم
14.I detest writing letter از نامه نوشتن بیزارم
15.They suggested waiting till dawn آنها پیشنهاد کردند که تا سپیده دم منتظر بمانند
16.Forgive my interrupting u مرا ببخشید از اینکه صحبت شما را قطع کردم
17.I couldn,t resist buying the car نتوانستم در خرید اتومبیل مقاومت کنم ( یعنی آن را خریدم)
18.He resented being punished او رنجید از اینکه مورد تنبیه واقع شد
19.Putting in a new window,will involve cutting away part of the wall بکار گذاشتن یک پنجره جدید مستلزم قطع کردن قسمتی از دیوار است
20.She dreads lending money to me اواز اینکه به من پول دهد می ترسد
21.You should practice speaking English شما بایستی صحبت کردن انگلیسی را تمرین کنید
22.He anticipated raining او باران را پیش بینی کرد
23.I am used to getting up early من عادت دارم که زود از خواب برخیزم
24.He is accustomed to smoking 20 cigarettes every day او عادت دارد که روزی 20عدد سیگار بکشد
25.He is afraid of talking to her father او می ترسد با پدرش صحبت کند
26.I am looking forward to seeing you مشتاقانه انتظار دیدن شما را می کشم
27.I can,t help laughing نمی توانم نخندم
28.I can,t stand hearing these words من تحمل شنیدن این حرفها را ندارم
29. It is no use arguing with him صحبت کردن با او بی فایده است
30. It is no good talking to him like this خوب نیست با او این طور صحبت کنید
31.This film is not worth seeing این فیلم ارزش دیدن را ندارد
32.He is busy studying او سخت مشغول مطالعه است
33.I have decided to quit smoking من تصمیم گرفتم سیگار را ترک کنم
34.I don,t feel like working حوصله کار کردن را ندارم
توجه :بعد از فعل go اکثرافعال بصورت اسم مصدر بکار می روند که مهمترین آنها عبارتنداز:
go swimming شنا کردن
go fishing به ماهیگیری رفتن
go shopping به خرید رفتن
go climbing به کوهنوردی رفتن
9.بعد از بعضی افعال علاوه بر اسم مصدر می توان از مصدرنیز استفاده کرد. این افعال عبارتنداز:
| افسوس خوردن- پشیمان شدن | regret | شروع کردن | begin |
| اجازه دادن | permit | شروع کردن | start |
| اجازه دادن | allow | ادامه دادن | continue |
| سعی کردن | try | دوست داشتن | like |
| قصد داشتن - پیشنهاد کردن | propose | بیزار بودن | hate |
| آن احتیاج دارد | it wants | سعی کردن | attempt |
| احتیاج دارد | it needs | قصد داشتن | intend |
| غفلت کردن | neglect | خیلی علاقه داشتن | love |
| دست کشیدن-باز ایستادن | cease | ترجیح دادن | prefer |
| بخاطرداشتن - بخاطر آوردن | remember | فراموش کردن | forget |
ادامه مطلب
۲.حرف تعریف معین
۱.a - an نامعین : قبل از اسم مفردی می آید که برای گوینده و شنونده مشخص نیست.
مثال:a book کتابی
an apple سیبی (یک سیب)
نکته1: a و an قبل از اسامی غیرقابل شمارش به کار نمی روند![]()
نکته 2:an قبل از اسمی به کار می رود که اولین حرف آن یکی از حروف صدادار ( u , o, i,e,a) باشد.
مثال: an egg یک تخم مرغ
نکته 3: اگر حرف h در اول کلمه ای خوانده نشود در این صورت از حرف تعریف an استفاده می شود.
مثال: an hour یک ساعت
نکته 4: همچنین قبل از کوته نوشت هایی که با مصوت ( یعنی با تلفظ صدادار ) از حرف تعریف an استفاده می شود.
مثال: an MP یک نماینده مجلس ( تلفظ کلمه = empi)
a قبل از اسمی به کار می رود که اولین حرف آن بی صدا باشد.
مثال: a child بچه ای (یک بچه)
نکته: اگر u و eu صدای یو /:ju/ بدهند قبل از آنها a به کار می رود.
مثال : a university
a European
نکته : اگر اسمی با o شروع شود ولی صدای و /w/ بدهد باز هم از a استفاده می شود.
مثال: a one year old child یک بچه یک ساله
موارد کاربرد a , an
1. برای بیان کلی چیزی از a/an استفاده می شود.
مثال :A baby deer can stand as soon as it is born
بچه آهو درست پس از تولد می تواند سرپا بایستد.
2.برای مطرح کردن چیزی که قبلا در مورد آن صحبت نشده است.
مثال: I saw a snake یک مار دیدم
3.همراه با عبارت های عددی و برای بیان قیمت ، سرعت و نسبت از a و an استفاده می شود.
مثال :
| یک دوجین | a dozen |
| دو، دوتا | a couple of |
| یک صد |
a hundred |
| یک سوم | a third |
| نیم ، نیمی از | a half |
| خیلی ،زیاد،خیلی زیاد | a great deal |
| تعداد زیادی،مقدار زیادی | a lot of |
| ساعتی پنجاه مایل( پنجاه مایل در ساعت) | fifty miles an hour |
| a day $10 | |
۳.با اسامی مشاغل:
مثال: HE is an engineer او مهندس است
۴. هرگاه قبل از اسامی اشخاص ش a و an به کار رود ، نشان می دهد که شخص برای گوینده ناشناس است.
مثال: A Mr.Smith آقایی به نام اسمیت
حرف تعریف معین The
این حرف قبل از هر اسم مفرد، اسم جمع قابل شمارش و غیرقابل شمارش که مشخص باشند، به کار می رود.
موارد استفاده
1. قبل از اسامی که در طبیعت فقط یکی از آنها وجود دارد.
مانند: the earth زمین (کره)
the moon ماه
the sun خورشید
the sky آسمان
2. قبل از اسم شخص یا چیزی که نزد گوینده و شنونده معلوم و مشخص باشد.
could u open the door please؟
در مشخص است
3.هرگاه اسمی قبلا ذکر شده باشد، بار دوم از the استفاده می کنیم.
4.قبل از صفات عالی
The biggest
The most beautiful
5.قبل از وسایل موسیقی
The piano
6.قبل از اسم مفردی که بیانگر طبقه ای از چیزها( اسامی حیوانات،گیاهان،اختراعات و قسمت های بدن) باشد.
The cat is a mammal گربه یک پستاندار است
در واقع با قرار دادن The قبل از اسم مفرد قابل شمارش ،آن را به اسم عام تبدیل می کنیم.
7.قبل از دهه و قرن
The 1800s دهه 1800
The twentieth century قرن بیستم
8.قبل از عبارتهای مربوط به مکان و زمان
The past گذشته
The West غرب
9.قبل از اعداد ترتیبی
The first اولین
قبل از اعداد اصلی به کار نمی رود.
10.قبل از چیزهایی که مفهوم کلی دارند حرف تعریف The به کار نمی رود ولی برای چیزهای جزئی ( جزئی از کل )حرف تعریف The به کار می رود.
مثال: Gold is precious طلا قیمتی است.
The gold in your watch is precious طلایی که در ساعت شماست قیمتی است.
حروف اضافه in و of بعد از اسم، بیانگر حالت جزئی اسم هستند.
11.قبل از کشورها ، ایالات ، شهرها ، دانشگاه ها و مدارس که دارای حرف اضافه
of هستند و قبل از کشورهایی که شکل جمع دارند یا دارای یک صفت هستند
توجه: Great Britain ( بریتانیای کبیر ) مستثنی است و The نمی گیرد.
The state of Florida
The Netherlands
12.قبل از اسامی اقیانوس ها،رودها،دریاها،خلیج ها و اسامی رشته کوه ها ، جزایر و دریاچه ها
توجه: قبل از اسم کوه تنها ، جزیره تنها و دریاچه به صورت مفرد THe به کار نمی رود.
13.قبل از مناطق جغرافیایی
قبل از اسامی قاره ها به کار نمی رود.
برچسبها: مطالب از فلش کارت تافل گرامر تالیف عبدالله قنبری
1.unless=if not
در جملات شرطی چنانچه if clause حالت منفی داشته باشد می توان از معادل آن یعنی کلمه unless به معنی مگر اینکه استفاده نمود.مثال:
You can not buy this car if you have not enough money
شما نمی توانید این اتومبیل را بخرید اگر پول کافی ندارید
بنابراین جمله ای که با if همراه است منفی و جمله ای که با unless همراه است مثبت است
2. or else
این دو کلمه به معنی در غیر اینصورت جزء ادوات شرط محسوب شده و در جملات شرطی بکار می رود.
مثال:
study your lessons.if u dont , I will tell your father
study your lessons. or else ,I will tell your father
درسهایت را بخوان در غیر اینصورت به پدرت خواهم گفت.
ادامه مطلب
بطورکلی هرگاه انجام امری به تحقیق یافتن امر دیگری موکول شود،امری که مانع انجام امر دیگری باشد شرط نامیده می شود که آن را در انگلیسی condition گویند.مثلاً اگرعلی به اینجا بیاید ، مطلب را به او خواهد گفت.دراین جمله شرط امر آمدن علی است و چنانچه علی نیاید دیگر مطلبی باو گفته نخواهد شد.بنابراین قسمت اول جمله یعنی اگر علی به اینجا بیاید شرط را در بردارد آن را جمله شرطی وقسمت دوم یعنی مطلب را به او خواهم گفت که جواب شرط است جمله جزایی یا نتیجه گویند.
جمله شرط را در انگلیسی if clause و جمله جزایی را که همان نتیجه جمله باشد main clause گویند.
مثال :If you study hard، you will pass the examination
main clause ,if clause
اگر سخت مطالعه کنی، از امتحان قبول خواهی شد
انواع جملات شرطی
۱ . شرطی نوع اول : آینده ممکن Future possible
دراین نوع جمله انجام شرط در آینده کاملاً مقدور و میسر است یا به عبارت دیگر انجام وقوع آن زیاد است.قسمت if clause دراین جمله زمان حال ساده و نتیجه جمله زمان آینده ساده است.
مثال : If it rains ,you will get wet
اگر باران ببارد خیس خواهی شد
درشرطی نوع اول ممکن است نتیجه با افعال مخصوص نیز بکار رود.
مثال :If you go there ,you may see him
اگر آنجا بروی، ممکن است اورا ببینی.
در شرطی نوع اول ممکن است نتیجه فعل امر باشد.
مثال :If he telephones ,tell him that I am not at home
اگر تلفن کرد به او بگو که در منزل نیستم
ممکن است قسمت if clause زمان ماضی نقلی باشد .
مثال : If you have finished your lesson,you can go home
اگر درس خود را تمام کرده اید، می توانید به منزل بروید.
۲ . شرطی نوع دوم : حال تصوری یا حال غیر واقعی Present unreal ,Present imaginary
در این نوع جمله شرطی قسمت if clause گذشته ساده و نتیجه جمله آینده در گذشته است .با توجه به اینکه جمله دارای شکل گذشته میباشد ولی مفهوم آن در زمان حال بوده و گوینده زمانی ازاین نوع جمله شرط استفاده می کند که انجام تif clause تقریباً برایش مقدور نیست.
مثال: If I had money,Iwould lend you some
اگر پول داشتم مقداری به تو میدادم. یعنی در حال حاضر پول ندارم
I know that you dont like him -If you liked him,you would invite him to dinner
من میدانم که او را دوست نداری اگر او را دوست داشتی به شام دعوتش می کردی( یعنی اورا دوست نداری بنابراین او را به شام دعوت نخواهی کرد)
A:Will you lend me some money ?
ممکن است مقداری پول به من قرض دهید؟
B:I dont trusted you
من به تو اعتماد ندارم
B:If I trusted you ,I would lend you some
اگر به تو اعتماد داشتم مقداری به توقرض میدادم( یعنی به تو اعتماد ندارم بنابراین پولی نیز به تو نخواهم داد)
درجمله شرطی نوع دوم بجای فعل wasبرای سوم شخص ویا اول شخص از wereاستفاده می شود.
مثال : If I were you ,Iwouldnt go there alone
اگر جای تو بودم تنها به آنجا نمی رفتم
۳ . شرطی نوع سوم : شرط گذشته غیر ممکن Past imposible
دراین نوع جمله شرط و جزای شرط فقط در زمان گذشته امکان داشته و آن هم صورت نگرفته است و حالت جمله فقط تصور و خیالی است از انجام عملی در گذشته . در این جمله شرطی قسمت if clauseزمان ماضی بعید و نتیجه جمله آینده کامل در گذشته می باشد.
مثال :If I had seen him last week ,I would have spoken with him
اگر هفته گذشته او را دیده بودم با او صحبت کرده بودم ( با او صحبت می کردم ). جمله نشان می دهد نه تنها فاعل او را ندیده است بلکه با او صحبت هم نکرده است. یعنی هر دو قسمت جمله هیچکدام به وقوع نپیوسته است.
در جملات شرطی نوع سوم میتوان با جابجا کردن فعل کمکی hadبا فاعل ،کلمه شرط ifرا به آسانی ازجمله حذف کرد.
مثال:Had I seen him last week, I would have spoken with him
۴. شرطی نوع چهارم : حقیقت کلی General truth
چنانچه جمله شرطی صحبت از یک حقیقت کلی ویا فیزیکی نموده و علت و نتیجه فعلی را در اثر انجام امر دیگری نشان دهد می بایستی قسمت if clauseو همچنین نتیجه هر دو زمان حال ساده باشد.
مثال : If you heat snow , it melts اگر برف را حرارت دهید، آب می شود
If u mix glycerine with potassium permanganate ,u get spotaneous combustion
اگر گلیسیرین را با پر منگنات پتاسیم مخلوط کنید، احتراق خود به خودی حاصل می شود
5.شرطی نوع پنجم:آینده ممکن با احتمال وقوع کم و تصادفی
چنانچه انجام شرطی در زمان آینده ممکن باشد ولی احتمال وقوع آن بسیار کم و یا برحسب تصادف باشد دراین حالت آن را شرط آینده ممکن با احتمال وقوع کم گویند. در این جمله شرطی قسمت if clause به کمک should و نتیجه جمله به کمک would ساخته می شود. دراین حالت ترجمه کلمه should معادل احیانا- اگر یک وقتی - اگر برحسب تصادف در زبان فارسی است.
مثال :
If u should go to china one day,u would hear a lot of chinese
اگر بر حسب تصادف روزی به چین بروید، زبان چینی بسیار خواهید شنید
این جمله نشان می دهد که امکان مسافرت مخاطب به چین خیلی بعید به نظر می رسد
If he should refuse to tell the truth,I would introduce him to the police at once
اگر احیانا از گفتن حقیقت خودداری کند،اورا فورا به پلیس معرفی خواهم کرد
می توان با جابجا کردن should با فاعل جمله کلمه If را به آسانی حذف نمود
مثال :
should he refuse to tell the truth,I would introduce him to the police at once
در این جملات شرطی می توان در قسمت نتیجه جمله از افعال might , could نیز استفاده کرد
مثال:
If I should win much money , I might go on a trip round the world
اگر چنانچچه پول زیادی برنده شوم ممکن است بدور دنیا گردش کنم ( یعنی فکر نمی کنم روزی برنده شوم)
توجه: در شرطی نوع پنجم نتیجه شرط ممکن است وجه امری نیز باشد.مثال:
If he should return to tehran,gave him his money
اگر احیانا به تهران آمد ، پولش را به او بده
موارد استعمال Need :
Need د رمعنای لازم بودن مورد استفاده قرار می گیرد و همانطوریکه قبلاً اشاره شد به جای فرم منفی must هنگامیکه عدم ضرورت انجام امری د رنظر باشد از needn, t استفاده می شود.مثال :
You must answer in English
You needn, t answer in English
It is not necessary for you to answer in English
فرق must not و need not در دو جمله زیر به خوبی روشن است ؛
You need not light a match, I can see well
لزومی ندارد کبریت روشن کنید ، من می توانم خوب ببینم
You must not light a match; the room is full of gas
نباید کبریت روشن کنید ،اتاق پراز گاز است
Need در زبان انگلیسی دارای دو نقش است:
1- need به عنوان فعل کمکی ( ناقص ): در این حالت فعل need دارای خصوصیات زیر است
1- فعلی که بعد از آن بکار می رود to نمی گیرد
2- برای سوالی کردن مانند can جای آن را با فاعل عوض می کنیم
3- برای منفی کردن فقط کلمه not را بعد از آن بکار می بریم
4- این فعل در سوم شخص مفرد s نمی گیرد
مثال :
لازم است بروید ( مثبت ) you need go - لازم نیست بروید ( منفی ) you need not go
آیا لازم است بروید؟ ( سوالی ) ؟Need you go – او لازم است بیاید ( مثبت سوم شخص مفرد) he need com
2- need به عنوان فعل اصلی : به معنای نیاز داشتن – احتیاج داشتن بکار می رود و کلیه خصوصیات یک فعل اصلی را دارا می باشد و چنانچه بعد از آن فعلی بکار رود حتماً با to می باشد.
I don’t need to speak with him
احتیاجی ندارم که با او صحبت کنم
Do you need any money?
He needs a new car
He doesn’t need a new car
فرم منفی need در زمان گذشته : یکی از مهمترین کاربردهای فعل need بصورت منفی در زمان گذشته است که آن را به دو طریق منفی می کنند و هرکدام با یکدیگر فرق زیادی دارند.
اگرneed به عنوان فعل کمکی در زمان گذشته با کلمه not منفی شود بعد از آن حتماً بایستی از فرم ماضی نقلی استفاده گردد ولی اگر need را در زمان گذشته مانند فعل اصلی منفی کنیم بعد از آن مصدر بکار می رود و معنای دو جمله کاملاً با یکدیگرمتفاوت هستند.مثال:
You need not have gone there last night (But you did)
لزومی نداشت که دیشب به آنجا بروی ( ولی رفتی )
You didn’t need to go there last night (so you didn’t)
لزومی نداشت که دیشب به آنجا بروی (بنابراین نرفتی )
نکته مهم : فرم ماضی نقلی بعد از need not در زمان گذشته نشان دهنده عملی است که فاعل انجام داده ولی لزومی نداشته است.فرم مصدر بعد از didn’t need در گذشته نشان دهنده عملی است که فاعل آن را انجام نداده زیرا لازم نبوده است
مثال دیگر :
I need not have telephoned her
لزومی نداشت که به او تلفن کنم ( ولی تلفن کردم )
I didn’t need to telephone her
لزومی نداشت که به او تلفن کنم ( بنابراین تلفن نکردم )
موارد استعمال must :
1- obligation =اجبار: دراین مفهوم معادل آن have to یا have got to می باشد
You must leave now
You have to leave now
You have got to leave now
Must you go now؟
Do you have to go now?
Have you got to go now?
آیا بایستی(مجبور هستید) الان بروید؟
2- necessity = ضرورت
You must work hard if you want to succeed
You must go to a doctor if you don’t feel well
چنانچه در این حالت انجام عملی ضروری نباشدنمی توان از must not استفاده کرد.زیرا must فقط
زمانی با not منفی می گردد که نمایانگر دستور و حکم و تهدید و ممنوعیت از انجام کاری باشد.مثال :
My doctor says I must not eat meat
دکترم می گوید نباید گوشت بخورم ( دستور دارویی)
My doctor says I am not to eat meat
You must not talk to her any more
با او دیگر صحبت نکنید ( تهدید – دستور)
He must not do that again or I will punish him
او نباید آن کار را دوباره انجام دهد و الا او را سخت تنبیه خواهم کرد(تهدید)
Bهمانطور که ملاحظه می فرمایید must زمانی با not منفی می گردد که بیانگر دستور و حکمی باشد در غیر این صورت بجای فرم منفی آن بایستی از need not یا needn,t استفاده نمود.
You needn,t go to a doctor if you feel better
اگر حالتان بهتر است لزومی ندارد به دکتر مراجعه کنید
3- inference = استنباط
Must در مقام استنباط امری بکار می رود مثلاً در اثر مطالعه و یا تماشای تلویزیون و سایر وسایل ارتباط جمعی شما متوجه شده اید که پاریس شهر زیبایی است با توجه به این امر که خودتان هرگز پاریس را ندیده اید می گویید:
Paris must be a beautiful city
پاریس باید شهر زیبایی باشد(استنباط)
He must be mad
او باید آدم دیوانه ای باشد( استنباط شخصی )
جمله فوق نشان می دهد که از فاعل جمله حتماً اعمالی سرزده که شما درمورد وی چنین استنباطی کرده اید.
توجه : must در حکم استنباط در زمان گذشته نیز بکار می رود در این حالت بایستی بعد از must از فرمول" اسم مفعول + have "استفاده کرد
He must have telephoned yesterday
They must have left the house
با توجه به دو جمله فوق ، فرمول must در زمان گذشته به شرح زیر است .
اسم مفعول +must + have + فاعل
نکته مهم : must گذشته و اسم مفعول ندارد و بجای آن از had to برای ساختن زمان گذشته استفاده می گردد.
He had to leave the house at 8 o'clock
برای سوالی و منفی کردن had to از فعل کمکی did استفاده می گردد.مثال :
did you have to go there؟سوالی
I didn’t have to speak with him. منفی
توجه : برای بیان اجبار درزمان آینده می توان از must با قید زمان آینده و یا از shall have to و will have to استفاده کرد . مثال :
I shall have to study hard tonight
He will have to sell his house
فرق must و have to :
از must زمانی استفاده می کنیم که اجبار از ناحیه خودمان باشد و حال آنکه have to اجباریست که از طرف عوامل خارجی مانند اداره ، ارتش و غیره برای ما به وجود می آید. مثال :
I must polish my boots once a week
من هفته ای یک بار بایستی پوتین هایم را واکس بزنم ( این کاری است که خودم را ملزم به انجام آن می دانم )
If I join the army, I will have to polish my boots every day
اگر به ارتش بروم مجبور خواهم بود هر روز پوتین هایم را واکس بزنم (اجبار از طرف عوامل خارجی )
در جمله اول ضرورت از طرف خود شخص است یعنی واکس زدن پوتین را هفته ای یک بار ضروری می داند و چنانچه واکس هم نزند کسی او را مجبوربه این عمل نخواهد کرد و حال آنکه در جمله دوم مجبور است این کار را انجام دهد زیرا این مقررات ارتش است و باید اجرا کند.
I must go and help my mother because she is dying
مجبور هستم بروم و به مادرم کمک کنم ( اجبار از ناحیه گوینده و یک وظیفه فرزندی )
I have to be at office at 8 o'clock every morning
مجبور هستم هرروز ساعت هشت دراداره باشم ( اجبار از طرف اداره )
☺فرق دیگر mustو have to این است که هنگامیکه must در نقش استنباط بکار می رود ، نمی توان به جای آن از have to استفاده کرد
He must be sleeping now
او الان باید خواب باشد ( چنین استنباط می گردد)
فعل may و might : فعل may در معنی ممکن بودن در دو مورد بکار می رود :
1- اجازه = permission
May I come in?
2- امکان =possibility
They may come here next week
I may talk to him tomorrow
تبصره مهم : چنانچه انجام عملی در گذشته امکان داشته باشد در این حالت بعد از may از فرم ماضی نقلی استفاده می شود.
I may have put the keys in the garden
He may have lost his money at school
در حالت فوق می توان به جای may از might نیز استفاده کرد ولی احتمال بسیار بسیار ضعیف می شود.
He might have arrived now
Might گذشته فعل may بوده و اکثراً در جملات نقل قول غیر مستقیم بکارمی رود
He said that he might telephone me later
Might گرچه گذشته فعل may می باشد ولی در زمان حال می توان از آن بجای may استفاده کرد ودر این حالت امکان انجام عملی را بصورت بسیار ضعیف بیان می کند.
به دو جمله زیر که مربوط به یک مسابقه ورزشی است با در نظرگرفتن سن فاعل توجه کنید:
He is twenty five years old and he may win the prize
او بیست و پنج سال دارد و امکان دارد جایزه را ببرد
He is sixty years old and he might win the prize
او شصت سال دارد و امکان دارد جایزه را ببرد ( این امکان خیلی خیلی ضعیف است)
فعل can – فعلی است ناقص و دارای علامت مصدر یعنی to نبوده و هرگز به صورت استمراری در جمله بکار نمی رود .گذشته این فعل could است ولی اسم مفعول ندارد وبرای ساختن زمان های کامل از اسم مفعول to be able to که معادل can می باشد یعنی had been able to استفاده می گردد.
مثال
I can speak English with her
He could read before he was four
So far I have not been able to solve this problem
تا کنون نتوانسته ام این مشکل را حل کنم
موارد کاربرد can :
1. Permission (اجازه) مثال: ؟Can I come in می توانم داخل بشم ؟
2. Ability (قدرت ) : برای بیان قدرت و توانایی انجام کاری از can و معادل آن یعنی (to be able to ) می توان استفاده نمود و این قدرت و توانایی خود به دو دسته تقسیم می گردد:
الف : قدرت جسمانی (Physical ability )
I can not lift this chair because it is too heavy
ب: قدرت فکری یا مهارت ( Metal Ability )
He can solve your difficulties easily
☯ فعل can بیانگر توانایی حاصل از امکانات نیز می باشد. مثال
Can you com to our house tonight?
You can buy your clothes cheaply in England
☺ عدم توانایی با can not بیان می شود و بجای آن میتوان be not able to یا be unable to استفاده کردمثال:
He is able to agree to your request
He is not able to agree to your request
He is unable to agree to your request
☺در زمان گذشته نیز به جای could می توان از صwas able to یا were able to استفاده کرد .مثال :
He was able to climb the wall
They were able to solve our difficulties
He was not able to climb the wall
殣 بین can و to be able to یک فرق مختصر وجود دارد ؛ چنانچه انجام عملی بوسیله فاعل مقدور باشد ولی فاعل تمایلی به انجام آن عمل نداشته باشد از فرم مثبت to be able to استفاده می گردد و حال آنکه اگر فاعل ذاتاً توانایی انجام عمل را نداشته باشد از فرم منفی could استفاده می گردد.
He was able to finish the book, but he went to bed
He couldn’t finish the book, so he went to bed
تبصره : could در زمان حال در نقش can نیز بکارمی رودو می توان گفت که فرم مؤدبانه آن است
Could you open the window?
涣 بعد از could می توان از ( اسم مفعول +have ) نیز استفاده است و آن زمانی است که شخص می توانسته کاری را انجام دهد ولی به عللی انجام نداده است ↓
He could have brought the goods to us
او می توانست کالاها را برای ما بیاورد ( ولی نیاورد)
فعل کمکی should و would - should گذشته shall وwould گذشته will می باشد.که اکثراً در زمان های آینده در گذشته بکار می روند که بموقع از آنها صحبت خواهد شد
He said that he would come here by noon
او گفت که تا ظهر به اینجا خواهد آمد
I said that I should /would telephone him at 10 o'clock
به او گفتم که ساعت ده به او تلفن خواهم کرد
Would در موارد زیر بکارمی رود:
1. Would در زمان حال نشان دهنده درخواست انجام عملی از مخاطب است. مثال :
Would you show me the way to the station?
2. would عادت را نیز در زمان گذشته نشان می دهد یعنی عیناً نقش used to را در جمله بازی می کند مثال :
He used to get up early when he was ten
He would get up early when he was ten
وقتی ده ساله بود زود ازخواب بلند میشد( عادت داشت زود از خواب برخیزد)
3. Would با فعل like به جای want بکار می رود.و به جمله فرم مؤدبانه می دهد.مثال :
I want to see Mr.pitt
من می خواهم آقای پیت را ببینم (فرم معمولی )
I would like to see Mr.pitt
من می خواهم آقای پیت را ببینم ( فرم مؤدبانه)
Do you want to come with us?
Would you like to come with us?
در حالت سوالی می توان به جای like از care نیز استفاده کرد.مثال:
Would you care to come with us?
Should در موارد زیر بکارمی رود:
الف: در زمان حال یا آینده
1 – در حکم وظیفه you should pay your depts تو باید قرضهایت را بپردازی
2 – در حکم پند و اندرز و نصیحت you should eat more fruit
3 – درموارد فوق می توان از ought to نیز استفاده کرد you ought to pay your depts
ب. برای بیان عملی که در گذشته بایستی انجام میشده : چنانچه بخواهیم از کلمه should در گذشته استفاده نماییم باید حتماً بعد از آن از فرمول (اسم مفعول + have ) استفاده کرد. چنانچه جمله منفی باشد نشان می دهد که عمل انجام شده است ولی اگر جمله مثبت باشد نشان می دهد که عمل انجام نشده است.
به دو جمله زیرتوجه کنید:
You shouldn’t have telephoned her. (But you aid)
شما نمی بایستی به او تلفن می کردید(ولی کردید)
You should have telephoned her. (But you didn’t)
You ought to have telephoned her. (But you didn’t)
شما بایستی به او تلفن می کردید (ولی نکردید)
چون should با ought to یکی است می توان درجملات فوق از ought to نیز استفاده کرد.مثال دیگر:
You ought to have prepared your homework carefully
You should have prepared your homework carefully
بعداز افعالی مانند suggest – propose و (insist (on می توان از فرمول زیر استفاده نمود:
Should +فاعل +that
Tom suggested that I should sell the house
تام پیشنهاد کرد که من منزل را بفروشم
He proposed that we should postpone the trip
او پیشنهاد کرد که مسافرت را بتعویق بیاندازیم
He insisted that Ali should not go till he arrived
او اصرار داشت که تا آمدن او علی برود
بعد از کلمه lest به معنی مبادا از should استفاده می شود.مثال:
His father was terrified lest he should slip on the icy rocks
پدرش می ترسید مبادا اوروی صخره های یخی لیز بخورد
His father was terrified lest he should have slipped on the icy rocks
پدرش می ترسید مبادا او روی صخره های یخی لیز خورده باشد
| منتظر نظرات مفید شما هستم |
.: Weblog Themes By Pichak :.

